شاید کسی اشکال کند که: چطور ممکن است پیامبران الهی در طول تاریخ (افزون از صدوبيست هزار نفر بودند) به زمین بیایند، ولی هیچکدام این سعادت رانداشته باشند که بر تمام کره ی زمین مسلط شوند؟ آیا ممکن است کسی به چنین توفیقی دست یابد؟
البته این اشکال وارد نیست ‍چرا که با کمی تحلیل و بررسی جریان تاریخ خواهیم دید نسل هایی که در طول تاریخ پشت سر هم می آمدند همواره در مقایسه با نسل های گذشته از تمدن و پیشرفت قابل ملاحظه ای برخوردار بودند. برای مثال زندگی انسان های اولیه در حد اجتماعات خانوادگی بود، لیکن در مرحله ی بعد انسان ها به اجتماع اولیه و فراتر از خانواده ها در آمدند واز آن پس قبیله ها و طوایف به وجود آمد و..... به طوری که امروزه ملت ها و اقوام مختلفی وجوددارد.
بنابراین، در آن زمان ممکن نبود مثلاً حضرت نوح (ع) پیامبر تمامی مردم جهان باشد، زیرا ارتباط و داد و ستد میان قبایل محدود بود. به همین دلیل است که مشاهده می کنیم در آن زمان چند پیامبر الهی رسالت واحدی را در یک زمان، اما در مکان های مختلف انجام می دادند، مانند: لوط و ابراهیم؛ شعیب و موسی و پس از آن یحیی و عیسی..... (ع(
گفتنی است که تنها یهودیان بیش از هزار فرستاده ی الهی میان خود داشتند و این که یک پیامبر الهی این طرف کوه و دیگری آن طرف کوه زندگی کند، پدیده ی نادری نبوده است. پیامبران الهی به دلیل پایین بودن سطح آگاهی و علم مردم آن زمان، معمولاً با نشان دادن معجزه، مردم را به سوی دین حق دعوت می کردند، ولی وقتی از آخرین فرستاده ی الهی خواسته شد معجزه ای بیاورد او جواب داد: معجزه ی من قرآن است.
کتاب های آسمانی آن زمان در مقایسه با قرآن که کتاب جهانی می باشد از حجم کمتر و مطالب ساده تری برخوردار است. بدیهی است حضرت محمد (ص) به عنوان آخرین فرستاده ی الهی بر زمین، دارای رسالت جهانی است و همه ی مردم جهان مخاطب اویند، در حالی که پیامبران الهی قبل از ایشان قبیله یا قوم خویش را مخاطب قرار می دادند. با توجه به این که شخص پیامبر اسلام (ص) در زمانی زندگی می کرد که هنوز برخی از خشکی های زمین کشف نشده بود، پس دین اسلام در آن زمان نمی توانست جهانی و عالم گیر شود.
با مراجعه به قرآن کریم، در چند آیه، وعده های الهی را در این زمینه می بینیم:
«
و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»  .
«
وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستختلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم.....».
با توجه به این آیه ها، نتیجه می گیریم که حتماً زمانی خواهد رسید که دین مبین اسلام بر تمام کره ی زمین مسلط خواهد شد.
این وعده به دو دلیل در زمان پیامبر اسلام (ص) امکان تحقق نداشت:
   
پایین بودن سطح تمدن بشری؛
   
پایین بودن دانش و فن آوری بشر؛
بنابراین، با تحقق دو شرط اساسی، این وعده ها عملی خواهد شد:
الف) از جهت ارتباطات، جهان به گونه ای به هم متصل شود که مانند دهکده ی جهانی باشد.
ب) مردم جهان بالقوه در سطحی از اخلاق قرار گیرند که قادر به حمل سنگین قوانین الهی باشند.
می توان گفت در عصر اینترنت و با روند فعلی جهانی سازی تمام بخش های زندگی بشر بر روی کره ی زمین، شرط اول تا حدودی تحقق یافته است. ولی در باره ی شرط دوم (که مهمتر می باشد) باید گفت در این عصر فساد وانحراف عمومی، هنوز راه بشر برای تحویل تحفه بزرگ الهی؛ یعنی خلافت خدا بر روی زمین، خیلی طولانی است. هنگامی که میان شرط های بیرونی و درونی جامعه ی بشری توازن و هماهنگی برقرار شود، همان گونه که در تدبیر و برنامه های آخرین فرستاده ی الهی هم بوده است، فرزند او، حضرت مهدی (عج) ظهور می کند و رسالت او را به اتمام می رساند.