نکاتی درباره فلسفه و حکمت حج و مناسک آن

بسم الله الرحمن الرحیم


فلسفه تشریع حج (1)

حج از بزرگترین ارکان دین است و تبیین احکام ظاهریِ آن، بر عهده فقهاست. هدف اصلی از آفرینش انسان «شناخت خدا» و «رسیدن به مقام حبّ و انس او» ست که به صفا و پاکی و نفس آدمی بستگی دارد و صفای نفس نیز به نوبه خود، از راه حفظ و مراقبت نفس از شهوات و رهایی از دنیا و واداشتن آن به انجام اعمال دشوار قلبی و جوارحی حاصل می شود. غرض از تشریع عبادات نیز همین است؛ زیرا بعضی از عبادات، مانند صدقات و خمس، انفاق است که موجب انقطاع از دنیاست و بعضی ماننده روزه جلوگیری از شهوات است و بعضی مانند ذکر، تجرّد از دنیاست. توجه قلب به حق تعالی نیز جز با دل کندن از زخارف دنیا ممکن نیست.

حج در میان عبادات، افزون بر همه جهات یاد شده، آثار و برکات دیگری هم دارد.

در حج، دوری از وطن و پیمودن منازل با رنج و مشقت، انفاق توأم با سختی و تجدید عهد و میثاق و تجرّد از دنیا برای ذکر و انواع عبادات نهفته است. علاوه بر آن، حج حاوی اعمال و مناسکی است که عقل آدمی حکمت آن ها را درک نمی کند و طبع آدمی با آن مأنوس نیست، مثل رمی جمرات، تکرار سعی میان صفا و مروه و هروله میان دو مناره که اوج اخلاص و عبودیت در آن ها آشکار می شود؛ زیرا عقل در انجام اعمالی که فلسفه تشریع آن ها را درک می کند، به یاری شرع می شتابد ولی در اموری که عقل حکمتش را درک نمی کند، به خصوص شرع را یاری نمی کند و فقط انسان را اجمالاً به اطاعت و امتثال فرا می خواند. و این یکی از اسرار تشریع امور تعبّدی است.

هر یک از اعمال حج، آدمی را به بعضی از احوال آخرت راهنمایی می کند. افزون براین، جمعیت زیادی در آن اجتماع می کنند، حج گزار به محل نزول وحی و فرود آمدن فرشتگان بر رسول امین و پیش از آن بر ابراهیم خلیل و محل اجتماع پیامبران و رسولان الهی و محل ولادت سرور پیامبران و بهترین برگزیدگان می رود و به مکان هایی قدم می گذارد که قدوم پیامبران الهی بدان شرافت مضاعف بخشیده است؛ چرا که حق تعالی با انتساب به خود، بدان شرافت داده و اطراف آن را حرم امن شمرده تا مردم در آن مأوی گزینند و عرفات را میدانی برای حرم مقرّر نموده و حرمتش را با تحریم شکار آن و قطع درختش مورد تأکید قرار داده و مردم مأمور شده اند تا از هر منطقه ای با کمال سادگی و به دور از تجمّلات و تشریفات، با تواضع و فروتنی آهنگ آن کنند.

بی شک، چنین اجتماعی در این مکان، موجب انس و الفت و همنشینی صالحان و استوانه های فضلیت و نیکان است که از چهار گوشه مختلف جهان جمع شده، یکدیگر را بر تضرّع و ابتهال (2) یاری می کنند و نیز موجب احیای نام و یاد پیامبر و بزرگداشت اوست که باعث رقّت قلب و صفای نفس می گردد.

حج چون از بزرگ ترین تکالیف و دشوارترین آن هاست،مَثَل رهبانیت برای این امت است، چون هنگامی که اعمال دشوار و ریاضت های سخت در میان امت های گذشته به خاطر فترت زمانی متروک و مندرس شده و از میان رفت و مردم به دنبال شهوات رفتند و از طاعات و عبادات فاصله گرفتند، خداوند، محمد صلی الله علیه و آله را برای احیای راه آخرت و تجدید سنت پیامبران برانگیخت. پیروان شرایع از رهبانیت و عزلت و گوشه نشینی در دین او پرسیدند، فرمود:

«جهاد و حج جایگزین رهبانیت و روزه جانشین عزلت و گوشه نشینی شده است.»

و این نعمت بزرگی از جانب خدا بر این امت است.

ادامه نوشته

شرکت در انتخابات " حق " است یا " تکلیف" ؟

بنیانگزار فقید جمهوری اسلامی،  حضرت امام خمینی ( ره) فرموده اند( نقل به مضمون) که شرکت در انتخابات یک تکلیف الهی است. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز بارها بر لزوم شرکت گسترده در انتخابات و تشویق مردم به حضور در پای صندوقهای رای تاکید کرده و مشارکت حد اکثری مردم را خواستار شده اند. شرکت در انتخابات البته از منظر دینی  یک تکلیف الهی است و همانطور که امام خمینی ( ره ) فرموده اند، حفظ جمهوری اسلامی از اهم واجبات است.

حضور مردم در انتخابات را علاوه بر منظر دینی ، میتوان از منظر ملی نیز مورد توجه قرار داد. از این منظر شرکت در انتخابات را میتوان هم یک "وظیفه ملی" قلمداد کرد و هم در عین حال یک "حق" برای مردم و اتباع جمهوری اسلامی ایران محسوب نمود.

از دیدگاه نخست چه بعنوان وظیفه دینی برای مسلمانان و چه بعنوان وظیفه ملی برای همه اتباع ایران ( اعم از مسلمانان – ملتزم و غیر ملتزم-  و اقلیتهای دینی ) تکلیف کاملا روشن است و عدم حضور در پای صندوقهای رای، عدول از وظیفه و نوعی اهمال در انجام وظیفه دینی و ملی بوده و از هر دو منظر دینی و ملی مذموم و ناپسند است زیرا پشت پا زدن به وظیفه شهروندی است که در هیچ کجای دنیا پسندیده نیست.

 جالب است بدانیم که در برخی کشورهای دموکراتیک، ازجمله برخی کشورهای پیشرفته و اروپایی، عدم حضور شهروندان واجد شرایط در پای صندوقهای رای، قانونا جرم محسوب شده و مشمول جریمه نقدی یا دیگر محرومیتهای مدنی است! زیرا طبق این دیدگاه، شرکت در انتخابات یک وظیفه شهروندی است و کسی که در انجام این وظیفه اهمال و کوتاهی کند باید مجازات شده و جریمه بپردازد.

تصور کنید اگر روزی در کشور ما چنین قانونی وضع شود ، چه اعتراضات و سروصداهایی که نمیشود!  یا چه سوء استفاده ها  که توسط  برخی غرض ورزان داخلی یا معاندین خارجی که از مسائلی چون حقوق بشر و آزادیهای فردی و اجتماعی استفاده ابزاری می کنند را در پی نخواهد داشت

سایت کشکول

ادامه نوشته

هفته وحدت ولزوم وحدت

 بسم الله الرحمن الرحیم
لزوم وحدت در امت اسلامی
تردیدی نیست در جهان امروز که صحنه مبارزات بین المللی به میدان تنازع بقائی تبدیل گردیده که هر کس سود خود را از طریق زیان دیگران می جوید ،امتی قادر به ادامه هستی تواند بود که با اتحاد نیروهای خود بتواند در مقابل طوفان مرگباری که از اردوگاه های قدرت ها برمیخیزد و سرتاسر جهان را دربرمیگیرد ،به پای ایستد و مقاومت نماید.
فجایع و مظالمی که در خلال قرون اخیر بر مات های مسلمان از سوی قدرت های بزرگ رفته ،در ضرورت حیاتی برقراری وحدتی فراگیر در میان صفوف مسلمین تردیدی باقی نگذارده و مسئله «اتحاد اسلام» را نه تنها به صورت یک «فضیلت» بلکه به عنوان یک "ضرورت" تایید و تاکید می نماید ،تا آنجا که به جرئت توان گفت اگر ملت اسلام بخواهد در این واویلای مبارزات بی امان قدرت ها موجودیت خود را حفظ نموده و به انجام رسالت عظیم خود در میان ملت ها توفیق یابد ،راهی جز برقراری وحدتی فراگیر – که تمام نیروهای اسلامی را در فراخنای خود جای دهد – در سایه بازگشت به اسلام واقعی در پیش ندارد.
وقتی در چهارده قرن پیش اسلام در میان ملتی بی خط و دانش پا به عرصه وجود گذارد ،و از قومی که سراسر در آتش سوزان نفاق و شقاق می سوخت ملتی مترقی و یکپارچه بوجود آورد و بعلت برخورداری از بینش انترناسیونالیستی به سرعت پا از قلمرو یک ملیت فراتر نهاده و در میان ملت های گوناگون منتشر شده و پیوندی استوار در میان دلها و اندیشه های آنان برقرار نمود و از راه تالیف بین دلها ،دشمنی ها را به مودت و محبت تبدیل کرده و به رشته برادری همه را چون حلقه های زنجیر بهم پیوست ،در واقع در نمایشی بزرگ خویشتن را در بوته آزمایش تاریخ نهاد و با روسفیدی و سرفرازی امتحان خود را پس داده و به عالمیان و به تاریخ نشان داد که چه سان از عهده این «معجزه تاریخ» برآمد. ولذا اگر امروز در امت بیش از یک و نیم میلیاردی اسلام خبری از وحدت و یکپارچگی در بین افراد و آحاد آن به چشم نخورده و در مواردی حتی نفاق و اختلاف جایگزین همگامی و همپائی است ،قبل از همه بعلت غفلت مسلمین و روگردانی آنان از دین آسمانی خود بوده و اساسا به اعتباری توان گفت که اسلامی در میان نیست تا اتفاق و یگانگی که یکی از مظاهر جدائی ناپذیر تربیت اسلامی است نیز در میان باشد.
ادامه نوشته

انتظار مثبت و منفی

 انتظار مثبت، نقطه مقابلِ انتظار منفى است .
اين گروه معتقدند: ظهور حضرت مهدى (ع) حلقه اى است از حلقه هاى مبارزه اهل حق وباطل كه به پیروزى اهل حق منتهى مى شود .
سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملاً درگروه اهل حق باشد. در روايت آمده است: یملا ء الله به الارض قسطاَ وعَدلأ بعد ما مُلِئَت ظلما وجورا, خداوند، زمين را پر از عدل وداد می كند، پس از آن كه از ظلم وجور پر شده باشد .
در اين حديث، تكيه بر روى ظلم شده وسخن ازگروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مى رساند كه قيام مهدى (ع) براى حمايت مظلومانى است كه استحقاق حمايت دارند. شيخ صدوق روايتى از امام صادق (ع) نقل می كند مبنى بر اين كه، اين امر تحقق نمى پذيرد، مگر اين كه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد .
پس سخن در اين است كه گروه سعدا و اشقيا هركدام به نهايتِ كار خود برسند، سخن در اين نيست كه سعيدى دركار نباشد وفقط اشقيا به منتها درجه شقاوت برسند كه در انتظار منفى آمده است.
از نظر روايات اسلامى در مقدمه قيام وظهور امام (ع)، يك سلسله قيام هاى ديگر از طرف اهل حق صورت می گيرد. آن چه به نام قيام يمانى قبل از ظهور بيان شده است، نمونه اى از اين سلسله قيام هاست. پس انتظار مثبت، انتظارى است كه در آن، هر فرد نسبت به خود وجامعه مسؤول است. اين انتَظار، تعهد آفرين وتحرَك بخش است ونوعى عبادت شمرده مى شود.

 انتظار منفى، برداشت قشرى و سطحى از مهدويت است .
اين گونه افراد می گویند، آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق وحقيقت طرفدارى نداشته باشد، باطل يکه تاز ميدان شود، جز نيروى باطل، نيرويى حكومت نكند وفرد صالحى در جهان يافت نشود، دست غيب از آستين بيرون مى آيد .
با وجود اين، هر اصلاحى محكوم است، زیرا هر اصلاح، يك نقطه روشن است وتا در اجتماع، نقطه روشنى هست، دست غيب ظاهر نمى شود . برعكس، هرگناه وفسادى، ظهور را نزديك مى سازد .
پس بهترين كمك به تسريع در ظهور بهترين كل النتظار، ترويج واشاعه فساد ريا حداقل، سكوت در برابر فساد و حكومت هاى ظالم است. اين گروه، طبعاً به مصلحان ومجاهدان آمران به معروف وناهيان از منكر، با نوعى بغض وعداوت مى نگرند، زیرا آنان را تأخيراندازان ظهور وقيام مهدى موعود(ع) مى شمارند.
اين نوع برداشت از النتظار، منجر به نوعى تعطيل شدن حدود و مقررات اسلامى مى شود و بايد نوعى اباحی گرى شمرده شودكه به هيچ وجه با موازين اسلامى و قرآنى موافقت ندارد. البته اين گروه به جهت بد فهمى از برخى روايات به چنين اشتباهى افتاد ه اند. آن ها می گويند: در روايت آمده است: خداوند زمين را پر از قسط وعدل می كند، پس از آن كه از ظلم وجور پر شده باشد. كه توضيح اين روايت را در انتظار مثبت آورده ايم .

چگونه منتظر باشیم؟

انتظار یک بن بست اجتماعی نیست بلکه یک رودخانه جاری از حقایق اجتماعی است. انتظار دیدن روزنه امید برای رهایی است. انتظار دیدن افق فردا و فرداهاست. امید به آینده است. اشتیاق رسیدن به بهترین وضع است و نه تنها تلاش برای تثبیت وضع موجود نیست بلکه تلاشی است برای بهتر شدن، تکامل یافتن و همیشه پویا زیستن. بنابراین جامعه منتظر، جامعه ای است پویا، رو به تکامل و متمایل به بهتر و انسانی زیستن و فرد منتظر باید همیشه در حال گریز از وضع موجود و تلاش برای فردایی بهتر از امروز باشد باید بر علیه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه برای ظهور و حضور آن انسان کامل آماده باشد. جای بسی تأسف است که در جامعه ای آلوده، ناپاک، نامناسب و آلوده به پلشتی ها منتظر چنین انسان والا و وارسته ای باشیم که این نه شرط ادب است، نه شرط میهمانداری و نه شرط انسانی الهی. پس باید به پاخیزیم و با ادب حضور، جامعه را برای ظهور آماده سازیم.

سایت حوزه (گردآورنده لطفعلی محمدیان)

ادامه نوشته