در زمان ظهور حضرت مهدي(ع) عده‌اي با او موافق و گروهي با او مخالف هستند. در ميان مخالفان برخي پيش از ظهور با او دشمن بوده و بعضي پس از خروج و قيام او، در برابرش مي‌ايستند؛ اين دسته در زمان غيبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شيعيان او به شمار مي آيند ولي پس از آنكه ولي عصر(ع) نقاب غيبت كبرا از رخ بركشيد، به علل و عواملي او را نپذيرفته و بدتر در مقابل او صف‌آرايي مي‌كنند

شمارش تمامي عوامل روگرداني اين گروه از حضرت در زمان غيبت در اين مختصر نمي‌گنجد، از اين رو به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌شود.

1. ارائة اسلام جديد

در زيارات خطاب به امام زمان(ع) گفته مي‌شود: «السلام علي الحقّ الجديد؛2 درود بر حقّ جديد» اين فراز اشاره به اين حقيقت دارد كه حضرت با ظهور خويش روش جديدي در ارائة اسلام فرا روي انسان‌ها قرار مي‌دهد؛ اين بدان معنا نيست كه ايشان اسلام را عوض مي‌كند؛ بلكه مقصود آن است كه اسلام را تجديد مي‌كند و به آن حيات دوباره مي‌بخشد، چرا؟ چون در عصر غيبت، اسلام حقيقي و ناب به مردم ارائه نشده و تحريف‌ها، كژروي‌ها، كژانديشي‌ها و بدعت‌ها چهرة اصلي و واقعي آن را مستور ساخته است. اكنون نيز همة ما شاهديم كه در بسياري از ممالك اسلامي به نام دولت اسلامي و حاكميت اسلام چگونه اين دين به شكل وارونه و نادرست به مردم ارائه مي‌شود. بسيار ديگري نيز هستند كه برداشت صحيحي از آموزه‌هاي اسلام نداشته، براساس بافت فكري خويش تلقي خاصي از اسلام دارند. اين دو گروه در مواجهه با امام زمان(ع) كه روشش، ارائة صحيح اسلام و حاكميت اسلام ناب در دنياست، چگونه برخورد خواهند كرد؟! عده‌اي از اينان نه تنها خود حضرت را قبول نمي‌كنند بلكه در برابر دعوت و قيام او براي احقاق حق و نفي باطل قيام مي‌نمايند. اگر آدمي در حقانيت و حق بودن حضرت شك و ترديد نداشته باشد، به تبعيت از حضرت، روش و تلقي ناصحيح خويش را به كناري افكنده، سيرة حضرت را در ارائة اسلام مي‌پذيرد و به آن تن مي‌دهد. امّا اگر متزلزل بود نه تنها دعوت حضرت را ردّ مي‌كند بلكه نعوذ‌بالله در برابر او مي‌ايستد.

اين مسئله علاوه بر آنكه آزمايش بزرگي براي مسلمانان است، براي حضرت نيز كار را مشكل مي‌كند. براساس روايات كار امام زمان(ع) در عصر ظهور بسيار دشوار است و حتي سخت‌تر از عصر رسول خدا(ص). زيرا رسول اكرم(ص) با يك عده جاهل بت‌پرست يا مشرك روبرو بود ولي حضرت مهدي(ع) با مسلماناني روبرو خواهد شد كه با او با قرآن و تأويل آن و تفسير به رأي و تحليل‌هاي ناروا مقابله مي‌كنند. در دو روايت ذيل تأمل كنيم:

الف) روايت اوّل: فضيل بن يسار مي‌گويد، شنيدم امام صادق(ع) مي‌فرمود: «حقيقت آن است هنگامي كه قائم ما قيام كند، با مردمي روبرو مي‌شود که از نظر نادانی، جاهل‌تر از مردمي هستند كه رسول خدا(ص) با ايشان روبرو شد»، [فضيل بن يسار مي‌گويد] پس گفتم: اين تشابه چگونه است؟! حضرت فرمود: «رسول خدا(ص) به سوي مردم آمد در حالي كه آنها سنگ‌هاي كوچك و بزرگ، درختان خرما و چوب‌هاي ساخته شده [به دست خويش] را مي‌پرستيدند و حقيقت آن است كه قائم ما هنگامي كه قيام مي‌كند به سوي مردم مي‌آيد در حالي كه مردم، كتاب خدا را عليه او تفسير كرده، در مخالفت با او به قرآن استدلال مي‌كنند». سپس حضرت فرمود: «سوگند به خدا، آگاه باشيد هر آينه عدل حضرت قائم در خانه‌هاي آنان [و كساني كه با قرآن به مخالفت با حضرت برخاسته‌اند] مي‌رود چنان‌كه گرما و سرما به درون خانه‌هاشان مي‌رود».3

بايد توجه داشت كه برخي از مخالفان حضرت از روي جاه‌طلبي و حبّ رياست به تأويل آيات قرآن دست مي‌زنند و گروهي به جهت برداشت غلط و ناصحيح خويش از آيات قرآن؛ سخن ما در اين مقطع ناظر به گروه دوم است.

ب) روايت دوم: محمد بن ابي‌حمزه از برخي اصحاب از امام صادق(ع) نقل كرده، شنيدم امام صادق(ع) فرمود: «حضرت قائم(ع) در جنگ‌هايش با چيزي مواجه مي‌شود كه رسول خدا(ص) مواجه نشد. حقيقت آن است كه رسول خدا(ص) به سوي مردم آمد در حالي كه آنها سنگ‌هاي شكافته شده و چوب‌هاي ساخته شده را مي‌پرستيدند و به درستي كه قائم(ع) [هنگامي كه ظهور مي‌فرمايد] عليه او خروج مي‌كنند، سپس قرآن را عليه او تأويل مي‌كنند و عليه او جنگ مي‌كنند».4

اين حديث نيز به روشني حكايتگر اين حقيقت است كه كساني تفسير ناب و صحيح اسلام را از ناحية امام زمان(ع) برنمي‌تابند و ارائه اسلام و حق به شكل نوين آن برايشان سخت و سنگين است، از اين رو با او به مقابله برخاسته، حتي با وي به جنگ مي‌پردازند.

 آيت‌الله محمّد شجاعي

ماهنامه موعود شماره 99