قسمت12
است. اين لقب، يك لقب شناخته شده براي دجال بوده و حتي دركتب حديث نيز به آن اشاره شده است؛ به طوري كه حتي عبارت مذكور، در نام تعدادي از كتب حديث
نيز به چشم مي خورد كه از آن جمله مي توان به كتاب هاي« قصة المسيح الدجال و نزول عيسي عليه
الصلاة و السلام و قتله اياه علي سياق رواية ابي امامة رضي الله عنه مضافاً اليه ما صح عن غيره من الصحابة رضي الله عنهم» به قلم « محمد ناصرالدين الالباني »
و كتاب « سعيد ايوب » تأليف « المسيح الدجال » اشاره كرد.همانگونه كه در بخش هاي قبلي ملاحظه فرموديد، مطابق روايات، دجال از نظر اعتقادي كافر است؛
حال با توجه به اين مطلب، دليل اطلاق لفظ« دجال » به « المسيح الدجال »چيست؟
به احتمال قريب به يقين، علت اطلاق لقب مذكور به دجال، اين است كه او اعمال فريبنده ي خود را در
قالب مذهبي انجام مي دهد و حتي ادعا مي كند كه خود وي، مسيح است!
اطلاق لفظ« دجال » به « المسيح الدجال »يكي ديگر از شواهدي است كه نشان مي دهد فراماسونري با ،دجال روايات اسلامي مطابقت دارد. زيرا با وجود اين كه فراماسونري با تمام قوا تلاش مي كند تا معبد
سليمان را بسازد و با ساخت اين معبد نمادين، تعاليم الحادي را زنده نمايد و حكومت جهاني ضد
ديني را در بيت المقدس سازمان دهد، اما اين هدف شيطاني خود را در قالب شعار فريبنده ي «بازگشت مسيح»
جاي داده است و عمال خود (يعني اوانجليكال ها و صهيونيست هاي مسيحي) را بر اساس اين شعار، هدايت مي كند.
همان طور كه در بخش هاي قبل ديديم، ارتباط تعاليم اوانجليكالي و تعاليم يهودي صهيونيستي با فراماسونري، كاملاً مسجل است.
اما همين گروه ها با شعار« بازگشت مسيح »به فعاليت مي پردازند؛ تا جايي كه حتي پروژه ي تخريب مسجدالاقصي و ساخت معبد سليمان را نيز به ارتباط « بازگشت مسيح » مي دهند.
گروه هاي مذكور، وقايع امروز فلسطين اشغالي را نيز با« بازگشت مسيح »توجيه مي كنند و حتي اين وقايع را مقدمه ي جنگ كذايي آرماگدون مي دانند.اين جنگ كذايي كه توسط
اوانجليكال ها (صهيونيسم مسيحي) و صهيونيسم يهودي تبليغ مي شود، جنگي است كه به ادعاي
اين گروه ها، ميان مسيح (ع) و ضد مسيح (دجال) در مي گيرد. بنابر اين ديدگاه، صهيونيست ها ياور
مسيح (ع) هستند و مسلمانان نيز بر عليه مسيح (ع) مي جنگند! اين در حالي است كه عملاً خود آنان
(صهيونيست ها) در لشكر دجال قرار گرفته اند.
بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه فراماسونري با ادعاي « بازگشت مسيح » به فريبكاري پرداخته و
انسان هاي معتقد به دوفرقه ي تحت نفوذ فراماسونري، يعني صهيونيسم مسيحي (اوانجليسم) و صهيونيسميهودي را با خود همراه كرده است تا از نيروي آن ها براي رسيدن به اهداف شيطاني اش بهره جويد
. اين مسأله با رواياتي كه لفظ « المسيح الدجال »را براي « دجال »به كار مي برند، مطابقت دارد؛ چرا كه دجال روايات اسلامي نيز همچون فراماسونري، از مسأله « بازگشت مسيح » سوءاستفاده نموده و خود را مسيح واقعي مي داند.اين مطلب نيز يكي ديگر از شواهدي است كه فراماسونري را بر دجال منطبق مي نمايد
.
و این است صیحه آسمانی: