خورشید چه عاشقانه پیمان می داد

در وادی طوفان بلا جان می داد

آن روز معلم شهادت، چه غریب

با نای بریده درس ایمان می داد

  ***

گل غنچه ای از سلاله حیدر بود

افسوس که مثل غنچه ای پرپر بود

آن ظهر عطشناک چه غوغایی کرد

آن مرد که نام کوچکش اصغر بود