صاحب شيعه بيا غيبت بس است

شيعه در دنيا غريب و بي كس است

 

مي‌رود دنيا به سوي التهاب

شيعه كشتن گوييا دارد ثواب ( . . . )

 

سينه‌ها آماج تيغ و تير شد

كي مي‌آيي مهربانم دير شد ( . . . )

 

زخم‌هاي شيعه گشته بي‌شمار

عاشق تو مي‌رود بالاي دار

 

دشمنانت دست در دست هم‌اند

وارثان شمر و سعد و ملجم‌اند ( . . . )

 

مهربان خيمه نشيني تا به كي

در بيابان بي قريني تا به كي

 

اي كه دستت مي‌رسد كاري بكن

شيعه‌ي مظلوم را ياري بكن

 

زودتر آقا بيا اميد نيست

كاممان تلخ است ديگر عيد نيست

سید امیر حسین میر حسینی